وب‌نوشته‌های مهدی شریفی راد

یک عکس و داستان غمگین جنگ

۱ دیدگاه

تصویر زیر در خلال حمله صرب ها به بوسنی و هرزگوین در سال ۱۹۹۲ گرفته شده است؛ دستهای پدر روی شیشه اتوبوسی که فرزند نگران و همسر گریانش را به منطقه ای امن از دست تجاوزات صربها و خارج از شهر سارایوو منتقل می کند، جایی که که شاید هرگز پدر و اعضای خانواده همدیگر را نبینند. عکسهای مشابه زیادی می توان یافت که در جنگ‌های خانمان سوزی که در دوره معاصر زندگی‌های فراوانی را تغییر داد و غمی سنگین و ترسی وحشتناک، برای همیشه بر سر افراد زیادی سایه افکند.

توضیح بیشتری لازم نیست. عکس خود گویاست.

 

این به عنوان تصویر روی جلد کتابی به نام “ملی‌گرایی قومی: مرگ تراژیک صربستان” استفاده شده است. (آمازون)



برچسب‌ها:

  1. صادق جباری گفت:

    متاسفم در دنیائی که انسانهائی بر انسانهای دیگر جفا میکنند . اگر ما جای او بودیم و اگر این آخرین دیدار بود چه حسی داشتیم . خیلی سخت و ناراحت کننده است . خدایا آید آنروز که تمام انسانها در کنار هم و در آرامش کامل زندگی کنند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *