وب‌نوشته‌های مهدی شریفی راد

خداشناسی ِ بازاری

بدون دیدگاه

>

دم ِ حجره لم داده بود و با لذتی وصف ناپذیر دود قلیان را حواله هوای دم کرده بازار می کرد و می گفت: شراکت عاقبت نداره! شریک ذاتاً چیز بدیه … حکماً اگر خوب بود اوس کریم هم شریک داشت دیگه! یحتمل اونجوری خیلی از مشکلات بشر هم حل می شد، ولی قربونش برم که آخرشه … حکمتش رو شکر، آفرین به اون ذکاوت!



برچسب‌ها:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *